همه ی ما توی زندگیمون چیزهایی داریم که فقط واسه خودمونن.که نمی شه با هیچ کسی تقسیمشون کرد.یک سری تجربه های خاص هستن که فقط خودمون درکشون می کنیم.یه چیزایی رو فقط خودمونیم که تجربه کردیم و تلخی و شیرینش رو چشیدیم.این چیزای خاص همشون بایگانی می شن توی خصوصی ترین قسمت ذهن و زندگی و روزگارمون.روزگار خودمون.من فكر ميكنم كه منيت آدما وابسته به همين تجربه ها و اندوخته هاي شخصيشونه.تازگیا این تجربه های خاص من دارن زیاد می شن.یعنی چیزای غیرقابل تقسیم زندگیم دارن هی بیشتر و بیشتر می شن.(یاد این حرف علی می افتم که می گفت:"آدما هر چقدر که بزرگتر میشن تنها تر هم میشن.") آره تنها تر می شیم.مثل یه اتم که با الکترون گرفتن حجمش بیشتر میشه و فاصله ی هستش تا محیط پیرامونش بیشتر و بیشتر میشه.(البته بعضي از اتم ها با گرفتن الكترون بيشتر در خودشون فشرده ميشن!!!!!)منم هی فاصلم داره زیاد می شه.با همه چیز و همه کس.حتی دنیا و روزگار.دنیای آدما یه جورایی جالب و عجیبه برام.فاصله های آدما با محیطشون برام جالبه. گاهی این فاصله ها تا آسمون هم میرن.
این روزا خیلی چیزای جالب جالب می بینم.مثلاً یکیش همین قضیه ی شب قدر و ایناس.خیلی از ما ها میریم تا سحر قرآن می ذاریم روی سرمون و می گیم «الغوث الغوث٬خلصنا من النار٬يا رب».یا می گیم «یا غیاث المستغیثین» .یا حتی «الهی العفو».اما چند درصدمون صبح روز بعدش سعی می کنیم آدمای بهتری باشیم نسبت به روز قبلمون؟چند درصدمون کمتر بدی می کنیم در حق همدیگه؟خیلیا صبح روز بعد همون آدمان.هیچ فرقی هم نکردن.مگه نمی گن که سرنوشت آدما توی شب قدر مقدر می شه؟مگه نمیگن شب قدر درای آسمون بازن و فرشته ها میان رو زمین و آه آدما به گوش خدا می رسه؟شایدم این چیزا یه کم با ذهنیت رئالیست آدمای امروزی مطابق نباشه!!!! اما آخرش ما نفهمیدیم این الهی العفو گفتنه رو ببینیم یا همون آدمای همیشه رو!
پ.ن۱:علی می گفت:«گر گدا کاهل بود٬تقصیر صاحب خانه چیست؟»
پ.ن۲:با همه ی اوضاع و احوال بايگاني هاي شخصي و اين صحبتا ٬همچنان خراب رفقاي قديم و جديديم!!!!
پ.ن۳:پوست كلفت شدن هم چيز بدي نيست هااااا.
پ.ن۴:اس.ام.اس جواب ندادن پريروز هم كه جاي خودشو داشت.گستاخيم حدي داره.
پ.ن۵:دنياي آدما با همه ي خوب و بدش ٬دوست داشتني و پر رمز و رازه.
پ.ن۶:دنياي آدما حالت جنرال قضيست.دنياي من مستثني از دنياي بقيه آدما نيست.
پ.ن۷:بهنوش مي گفت:«لذت داشتن يه دوست خوب توي اين دنياي بد مثل خوردن يه فنجون قهوه ي داغه توي برف.درسته كه هوا رو گرم نميكنه ٬اما آدمو دلگرم مي كنه.» و احسان هم می گفت:«گاهي وقتا هم داشتن يه دوست خوب٬ تحمل سرماي برف رو واسه آدم سخت مي كنه.»
+ نوشته شده توسط نسیم در پنجشنبه 12 مهر1386 و ساعت
1:26 قبل از ظهر |