و اما اصل مطلب٬من و دوستان(بنفشه جون و یلدا جون) طبق پست قبلی یه سری تصمیمات کبری گرفته بودیم که اونا عملی کردن و بنده به دلیل مشغله های فکری و این صوبتا نتونستن بنگارم.الان مینگارم:(ناگفته نمونه که اسامی به ترتیب نگاریده شدن.)
خوب اینو باید بگم که آقای آذرخش(تا سپیده)٬ساناز(مسیر سبز)٬آقای مهرداد(از سفر سبز...)٬آقای رضا(چند خط زندگی) از دوستان دانشکده هستن.بنا بر این بنده هیچگونه تصور خلاف واقعی ازشون ندارم!!!!و بعد اینکه:
خواهر کهربا(به جای حرف...):ایشون رو زیارت نمودم قبلا.همین تابستون ۸۶ بودش.قرارمون هم توی ایستگاه متروی صادقیه بودش.پشت به پشت هم وایساده بودیم و همدیگه رو هم رو نمی شناختیم.من که عین شاسکولا رفته بودم.اینقده با خانم نقاش خندیدیم که نگو.
خواهر نیلی(ایستاده در رنگین کمان):قد متوسط تا حدود صد و شصت و اینا٬یه کمی لاغر اندام(البته نه خیلی!)٬بسیار زیرک و دانا٬و کمی غرغرو٬بسیار رئاله.به علاوه خنده رو هم هست و فکر کنم مثل من استفاده از کلمات قصارش خیلی خوبه!!!!
آقای حسن(بازگشت):ایشون آقای بلند قدی به نظر میرسن.قد بلند و کمی از ناحیه ی شکم چاق!آدم با مزه ای هم باید باشن.بسیار شوخ طبع و بزله گو.تازه خیلی هم خجالتین.البته خدا به دور....
آقای علی.م(پشت صحنه):یه بحثی یه روز با یکی از دوستام داشتیم و اون معتقد بود که عمرا اگه این آقای علی.م متولد شصت و هفت باشن!تفکرش بیشتر از سنشه.جزو معدود پسرایی که اینطورین.ایشون پسر جدی و یه کم اخمو به نظر میرسن.اما پشت این اخم خیلی احساس نهفتست...(جای برادر کوچیکتر)!
خانم تیغ ماهی(زن روز...):این خواهر جان رو هم ما توی بلاگ ۳۶۰شون ملاقات نموده ایم قبلا.جزو اون دست از نویسنده هاییه که خوندنش بر من واجبه...
آقای سهراب(دو کلمه حرف):این آقای سهراب بسیار قد بلند و بسیار لاغر اندام به نظر میرسن.با یه ریش تنک.موهای مشکی و فشن.یعنی سیخ سیخی! فوق العاده احساساتین.و یه کم محافظه کارانه مسایل رو نگاه میکنن.خیلی حساب شده عمل میکنن.خیلی هم کم می خندن.
آقای س.م.م(گفتگوی آنلاین):ایشون آدم تپل و قد کوتاهی به نظر میرسن.با موهای خیلی مشکی.(بر خلاف شمالیا).طبق عرایض خودشونم اللان در حال تعطیلین.یه قفل کتابی گنده هم زدن درش!دزدگیرا رو هم روشن کردن.آدم بسیار عاقلین.اما احساساتی هم هستن.از وجنات اشعارشون پیداست.
آقای م.ن.ش(آرامش...):قبلا حضور خودشون عرضیده ام که یه کم middle heavy هستن.با یه قد 180-185 تایی.شوخ طبع و با مزه.منطقی هم هستن.مقادیری هم عصبین.یعنی خدا نکنه که عصبی بشن.اونوقت دیگه منطقی نیستن...(نِصیب نشِد ایشالا آباجی-اینو اصفهانی بخونین)
خواهر یلدا(از سرزمین...):یلدا دختر آرومیه.خیلی هم خانومه.نخودی میخنده.عینکی هم هست.موهاشم سیاهه و همیشه یه وری میزنه موهاشو.پیشونیشم بلنده.چشمای درشت مشکی ای هم داره.خلاصه عین خانوم دکترای خوش اخلاقه.از اونا که آدم هی آرزو میکنه مریض بشه بره ویزیتش کنن.البته اگه دکتر خل و چلا نباشن.آخه درد خل و چلی دوا نداره که!!!!!
خواهر بنفشه(گاهنامه...):بنفشه جون یه کم شیطونه.خیلی دختر باحالیه.حیلی دقیقه و ریز میشه توی همه ی مسایل.در کل آدم سخت گیری نیست و خیلی انعطاف پذیره.از مقنعه خیلی بدش میاد و همیشه روسری سرش میکنه.چهره ی ریز نقشی هم داره.فکر کنم یه کم طلایی باشه موهاش.
آقای احسان(عکس ها و ...):برادر احسان هم معرف حضورمون هستن.میشناسیمشون!!!
خوب امیدوارم که تصورات چپر چلاقانه ای نداشته باشم.و همتون به همون خانومی و آقایی ای باشین که من تصور کردم.بچه های خوبی باشین و به گاز دست نزنین و میخ هم توی پریز برق نکنین.(کارای خودمه توی بچگیام!).
سوای همه ی این صحبتا امیدوارم که سال خوبی داشته باشین و به قول مریم جون "قطار زندگیتون از روی ریلای خوشبختی حرکت کنه."ایشالا که هممون به آرزوهای کوچیک و بزرگمون برسیم.امیدوارم که نوروزتون پیروز باشه.سر سفره هفت سین هم مارو یادتون نره.اون وقتی که خلوت میکنین و حافظ و باز میکنین و شاید مژه هاتون خیس میشه٬التماس دعا....حلال کنین.ببخشین اگه چبزی گفتم یا کاری کردم.به قول سهراب سپهری:"یاد من باشد فردا بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم...یاد من باشم کاری نکنم٬که به قانون زمین بر بخورد.یاد من باشد تنها هستم.ماه بالای سر تنهایی است."بازم التماس دعا و سال خوبی داشته باشین.


