یهو حواسم رفت به این که دکتر محلوجی دقیقا هم سن پدر منه.متولد ۱۳۲۶.دکتر محلوجی ازدواج نکردن تا حالا.البته از یه همچین شخصیت مهم علمی ای هم همچین چیزی بعید نیست.پدر من در سن ۲۷ سالگی ازدواج کردن.و الان هم دارای فرزندان دسته گلی مثل من هستن
.اثر پدر منم اینه!یعنی یه نفر میاد اثار مهم علمی از خودش به جا میذاره.یه نفر هم میاد چیزی از خودش به جا میذاره که بهش میگن اولاد!نمیدونم کدومش بهتره یا اصلا این دو تا قابل قیاس هستن یا نه.میشه گذاشتشون کنار هم یه نه.میدونم از زمین تا آسمون فرق داره اما کدومش یادگار با ارزش تریه؟کتابای دکتر محلوجی یا من؟؟؟؟؟کدوممون می تونیم چیز بیشتری رو به دنیا اضافه کنیم؟یا در اصل بگم کدوممون می تونیم بیشتر اسم «صاحب اثر» رو زنده نگه داریم؟من یا اثار علمی دکتر محلوجی؟
شیوه ی آدما برای بقا فرق داره.منظورم از بقا زندگی و حیات مادی نیست.اگر که پدر من هم می خواستن مثل دکتر محلوجی باشن مسلما می تونستن.اما خب ظاهرا خودشون پذیرفتن که رنج رو نه در مسیر علم٬که در مسیر زندگی عادی ببرن.البته اگه پدر من هم می خواستن اونطوری زندگی کنن من وجود نداشتم دیگه٬که بیام اینجا بنویسم و شما حالشو ببرین
...حالا من با ارزشتره یا عدم من؟عدم من در ازای وجود چیزای با ارزش دیگه؟؟؟
پ.ن۱:خیلی فکر کردم اما نتونستم به نتیجه برسم.
پ.ن۲:زیبا از مکه اومد.نعیمه هم اومد...
پ.ن۳:خیلی سعی کردم درست منظورمو برسونم.امیدوارم تونسته باشم....من نمی تونم مثل نیلی قشنگ پست تحلیلی بنویسم آخه!!!!

