من از سفر برگشتم!چند روزی رفته بودم پایتخت و اون طرفا.مشغول انجام کارهای علمی و فرهنگی بودم.یک سفری داشتم به دانشگاه تهران.دانشکده مطالعات جهان.دانشکده نگو - هتل بگو...من همش داشتم اونجا رو با دانشکده دهات بالامون مقایسه می کردم.از در و دیواری سبز و صورتی و نارنجیش گرفته تا استادا!که "یه مشت دانشجوی کارشناسی ِ پیف پیف" رو داخل آدم حساب می کردن! خلاصه بسی خرسند گردیدیم.دوستمان هم که ما به واسطه او رفته بودیم آن طرف ها٬ زانو درد داشت و بنده خدا هی پله ها را بالا و پایین رفت و آمد و ما هی به خودمان تف و لعنت فرستادیم که چرا این بنده خدا را به دردسر انداخته ایم اینها.با یکی از استادان گروه فرانسه به گفتگو نشستیم و هی حرف های خوب خوب شنیدیم.و کلی ترغیب شدیم که اقداماتی در همان راستا!!!! انجام دهیم.و به تبلیغ در همان زمینه!!!! پرداختیم...و اما یک توصیه:آن دسته از دوستانی که مسیر یابی شان آنقدر ها خوب نیست هرگز تنها آن طرف ها نروند.اینقدر راهروهایش پیچ در پیچ است که نگو!ممکن است گم و گور شوید و هرگز هم پیدا نشوید!!!خوب بود که این دوستمان همراه ما بود و گرنه من مثل آن بابایی که توی بن بست گیر کرد و همانجا هم مرد،در این دانشکده مرده بودم!
دانشگاه شریف هم رفتم.انصافا خیلی خوش گذشت.جای خنده دار قصه را یک عدد گربه چاق و چله٬با پریدن ناگهانی جلوی بنده و شنیدن جیغی بنفش رنگ٬ آفرید...آن هم در محیطی کاملا غریبه که شما حتی میزبانتان را هم به سختی می شناسید...
پ.ن۱:این چند روز از دنیا بی خبر بودیم.خانه برادره خبری از "بی.بی.سی" و "وی.او.ای" نبود.به میمنت وجود سپاه عزیز و نصب دستگاه های پارازیت انداز...فقط سریال های مزخرف "فارسی۱" بود و شبکه های آلمانی.
پ.ن۲:برای خودم و ملتم متاسفم."بهنود شجاعی" به دار آویخته شد! این یعنی نشان دادن یک بیلاخ گنده به دنیا با این معنا که "حقوق بشر کیلویی چند؟!".به قول "شاهین نجفی" فکر کنم "خدا خوابه - و زمین باید به صورت آن هایی که ساکت نشسته اند تف بیندازد!"...برای همه بهنود های این سرزمین دلخونیم...
پ.ن۳:نه از رومم٬نه از زنگم٬همان بی رنگِ بی رنگم٬بیا بگشای در٬بگشای٬دلتنگم...
پ.ن۴:توی راه پایتخت٬کتاب "تمام زمستان مرا گرم کن" اثر "علی خدایی" را خواندم.بد نبود.خوشمان آمد.
پ.ن۵:اگر موسیقی ایرانی(سنتی) دوست دارید٬ شنیدن آهنگ های "اشکان کمانگیر" اکیدا توصیه میشود.برای یک عصر دلگیر خیلی خوب است...
پ.ن۶:فایل آهنگ وبلاگم را هم پیدا کردم.اما به دلیل حجم بالا از ایمیل کردن آن معذورم.ایشالا دیدمتون براتون بلوتوث می کنم.
پ.ن7:دوستم،خیلی خیلی ممنونم که هنوزم میشه باهات حرف زد.میشه باهات آروم شد.این حرفت که گفتی "بی نظیرترین چیز توی دنیا خداست و بس" همیشه یادم می مونه...
پ.ن8:بعد از مدتها،فال حافظ گرفتم.یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور...
پ.ن9:ریشه دووندن بهتره یا پرواز کردن؟!
+ نوشته شده توسط نسیم در سه شنبه 21 مهر1388 و ساعت
10:57 قبل از ظهر |