تبليغاتX
يك پنجره برای پرواز - پدر یعنی...

پدر یعنی کسی که وقتی کوچولو بودی،صدات میزدن جوجه ی بابا،کسی که وقتی مامان توی بیمارستان بودن،هر روز عصر،تو رو میبردن شرکتشون و بهت اجازه می دادن هر چقدر دلت میخواد شلوغ کنی و بپر بپر کنی.پدر یعنی کسی که هر روز صبح موهاتو شونه میزدن و می بستن.پدر یعنی کسی که تا سوم دبستان بند کفشاتو می بستن.و تا دم مدرسه ای که تا خونتون 10 دقیقه هم راه نبود،میرسوندنت.پدر یعنی مهربونی ناب،فداکاری محض.یعنی دل نازکی.

پدر یعنی کسی که وقتی از زور معده درد به خودت می پیچی،پا به پات درد میکشن.یعنی وقتی که یه عالم لوله و سرم بهت وصله،میان بالای سرت و از شرمی که توی چشمای تو پر پر میزنه، گریشون میگیره.

پدر یعنی کسی که وفتی میرسوننت دم ترمینال،هنوز نرفته،ازت میپرسن،کی برمیگردی؟پدر یعنی کسی که هر روز عصر منتظر تلفنشونی.پدر یعنی کسی که چین و چروک دستاشون بوی خدا میده،بوی لقمه حلال میده.و لبخند چشمهاشون برای تو انگیزست.و شاد کردنشون آرزوته.کسی که همیشه از خدا خواستی جلوشون رو سفیدت کنه.

پدر یعنی بوی سیگار نصفه شب.یعنی بوی سیگار گاه و بیگاه با بوی چای تازه دم.پدر یعنی شب بیداری،یعنی راز و نیاز های نیمه شب.یعنی گریه زاری های پنهان.پدر یعنی کسی که همه ی آرزوشون شاد بودن و خوشبختی توست.پدر یعنی کسی که همیشه میخواستن دوست تو باشن و تو نتونستی،خجالت کشیدی،کم آوردی و نرفتی.

پدر یعنی کسی که وقتی کوچیکنر بودی آرزوت این بود که شبا بری کنارشون بخوابی و گرمی تنشون گرمت کنه.و بعد صبح که میشد از دست لنگ و لگد کردنای تو به مامان شکایت می کردن!

پدر یعنی کسی که وقتی اشتباه می کنی و به غلط کردن می افتی هیچی به روت نمیارن.و برای کمتر عذاب کشیدن تو اصلا حرفشم نمی زنن.و سادگی تو و بی چشم و رویی طرفت رو اصلا یاد آوری نمی کنن.همیشه یه گوشه ایستادن و به بلند شدن تشویقت میکنن.

پدر یعنی همه اینا...پدر جونم عاشقانه دوستتون دارم و همیشه سلامتی تون رو از خدا میخوام و سایتونو....

روز پدر به همه ی باباهای ناز دنیا مبارک...خیلی مخلصیم به مولا!!!    

                            love you daddy

پ.ن:هفته های آخر دانشجوییمونه...خیلی دلتنگیم....

 

+ نوشته شده توسط نسیم در شنبه 13 تیر1388 و ساعت 1:24 بعد از ظهر |